قطعا نیستم

خرید بک لینک

آهسته

آهسته

آهسته

قدم زد

در تنهایی پیر صدایم

تر شد نگاهم از عشق

و رها شد دست هایم از لرزش پیوسته ی ترس

ترس از مرگ

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

روشنایی اتفاق قشنگی ست که می افتد

در تخیل سیال ذهن بیمار من

و آنقدر بیمارم که...

و آنقدر بیمارم که شب ، روز روشن من است

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

زندگی این روزهایم پر از خلاء لحظه های رهایی است

خدایا !

می خواهم باز هم در ساحل آرام و بی کران دست های بزرگ و بخشنده ی تو رها باشم

رها ، منم

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

هیچ برمی گردد!

همه ی آن چیزی که از دست داده ام !!!

و هر چه که از چشمم افتاد !!!

هی بر می گردد!!!

همانگونه که نفسم در دم و باز دم !!!

همیشه دلواپسی ام از همین چشم به راهی است

و همه ی چیزی که هیچ وقت برنگردد....

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

زخم

زخم

زخم

و التیامِ آرامِ آرام بخش در امتداد روزهایی تکراری

گاهی چقدر ازدحام تاریکی به گنگی روابطم نزدیک است

که نمی گذارد ساده و روشن بگویم

" زخم ها کاری ست "

و کار از کار گذشته است

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

تو در تو هایی به هم پیوسته

همچون رویایی گنگ از با تو بودن

و تصویری از زنی با گونه هایی برجسته

و چشم هایی که پر از رنگ های روشن است

این من بودم در کلاف به هم پیچیده ی سال های نه چندان دورم

و حالا

دلخوش به خط کمرنگی از مدادی سیاه

به چشم هایی که خستگی شان را تار می زنند.

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

دریا دور بود

و من صخره ای که به آواز دریا دلخوش بودم

دعا کردم

دریا نزدیک شد و نزدیک تر

سیلی محکمی به من زد و رفت...

حالا هر شب دریا نزدیک و نزدیک تر می آید

و من دلخوش به آواز دریا

و وابسته ام به موج های محکم و سرد و سیاه

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

زنانگی ام را در شعر دوست دارموقتی از موهایم حرف می زنم و چشم هایموقتی از عطش لب هایم می نویسم و گرمای قلبمزنانگی ام را در شعر دوست دارموقتی از لاک های نزده ی ناخن هایم می گویم و از خط های نکشیده ی چشم قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

کجایی

بیا

بیا و مرا به آتش بکشان

آتشی از عشق و دوست داشتن و دوست دشته شدن

یک روز یک جایی که می دانم و نمی دانم کجاست

بیا

بیا و دستان مرا ببوس

این روزها احساس می کنم دست هایم و لب هایم

عجیب تشنه اند به بوسه ی عشق

این روزها می دانم و می فهمم چه سخت است نخواهی و خواسته نشوی

قطعا نیستم...

ما را در سایت قطعا نیستم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:45

صفحه بندی